|
چند سال پيش دوستي عزيز كتابي بهم هديه داد با عنوان گفتگو با خدا
گاهي كه دلم تنگ ميشد سري به كتابش ميزدم تا اينكه چند روز پيش واسم MAIL زده بود و يه جمله از كتابشو واسم نوشته بود، بي اراده سمت كتابش رفتم و دوباره خوندمش....
دلم يهو لرزيد، تصميم گرفتم متن كتاب رو واسه شما هم بنويسم تا بدونيد كه دوست بودن با خدا و باهاش راحت حرف زدن اصلآ سخت نيست فقط كافيه مثل يه دوست صميمي باهاش حرف بزنين اون وقت چشاتونو ببندين و به حرفاي خدا كه صداش از توي دلاي پاكتون مياد گوش كنين.

گفتگو با خدا
خواب ديدم در خواب با خدا گفتگويي داشتم.
خدا گفت: پس مي خواهي با من گفتگو كني؟
گفتم: اگر وقت داشته باشيد.
خدا لبخند زد، وقت من ابدي است.
چه سوالاتي در ذهن داري،كه مي خواهي از من بپرسي؟
چه چيز بيش تر از همه شما را در مورد انسان متعجب مي كند؟
خدا پاسخ داد...
اين كه انها از بودن در دوران كودكي ملول مي شوند.
عجله دارند كه زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران كودكي را مي خورند.
اين كه سلامت شان را صرف به دست اوردن پول مي كنند
و بعد پول شان را خرج حفظ سلامتي مي كنند.
اين كه با نگراني نسبت به اينده
زمان حال فراموش شان مي شود.
انچنان كه ديگر نه در اينده زندگي مي كنند و نه در حال.
اين كه چنان زندگي مي كنند كه گويي هرگز نخواهند مرد
و چنان مي ميرند كه گويي هرگز زنده نبوده اند.
خداوند دست هاي مرا در دست گرفت و مدتي هر دو ساكت مانديم.
بعد پرسيدم...
به عنوان خالق انسان ها مي خواهيد انها چه درس هايي از زندگي را ياد بگيرند؟
خدا با لبخند پاسخ داد،
ياد بگيرند كه نمي توان ديگران را مجبور به دوست داشتن خود كرد.
اما مي توان محبوب ديگران شد.
ياد بگيرند كه خوب نيست خود را با ديگران مقايسه كنند.
ياد بگيرند كه ثروتمند كسي نيست كه دارايي بيشتري دارد،
بلكه كسي است كه نياز كمتري دارد.
ياد بگيرند كه ظرف چند ثانيه مي توانيم زخمي عميق در دل كساني كه دوست شان داريم،ايجاد كنيم
و سال ها وقت لازم خواهد بود تا ان زخم التيام يابد.
با بخشيدن،بخشش ياد بگيرند.
ياد بگيرند كساني هستند كه انها را عميقآ دوست دارند
اما بلد نيستند احساس شان را ابراز كنند يا نشان دهند.
ياد بگيرند كه مي شود دو نفر به يك موضوع واحد نگاه كنند و ان را متفاوت ببينند.
ياد بگيرند كه هميشه كافي نيست ديگران انها را ببخشند
بلكه خودشان هم بايد خود را ببخشند.
و ياد بگيرند كه من اين جا هستم.
هميشه...

INTERVIEW WITH GOD
I DREAMED I HAD AZ INTERVIEW WITH GOD.
"SO YOU WOULD LIKE TO INTERVIEW ME?" GOD ASKED.
"IF YOU HAVE THE TIME," I SAID.
GOD SMILED,
"MY TIME IS ETERNITY."
"WHAT QUEATIONS DO YOU HAVE IN MIND FOR ME?"
"WHAT SURPRISES YOU MOST ABOUT HUMANKIND?"
GOD ANSWERED…
"THAT THEY GET BORED WITH CHILHOOD.
THEY RUSH TO GROW UP AND THEN LONG TO BE CHILDREN AGAIN."
"THEN THEY LOSE THEIR HEALTH TO MAKE MONEY,
AND THEN LOSE THEIR MONEY TO RESTORE THEIR HEALTH."
"THAT BY THINKING ANXIOUSLY ABOUT THE FUTURE,
THEY FORGET THE PRESENT,
SUCH THAT THEY LIVE IN NEITHER THE PRESENT NOR THE FUTURE."
"THAT THEY LIVE AS IF THEY WILL NEVER DIE,
AND DIE AS IF THEY HAD NEVER LIVED."
GOD S HAND TOOK MINE AND WE WERE SILENT FOR A WHILE.
AND THEN I ASKED…
"AS THE CREATOR OF PEOPLE, WHAT ARE SOME OF LIFE S LESSONS YOU WANT THEM TO LEARN?"
GOD REPLIED WITH A SMILE,
"TO LEARN THEY CANNOT MAKE ANYONE LOVE THEM.
WHAT THEY CAN DO IS LET THEMSELVES BE LOVED."
"TO LEARN THAT IT IS NOT GOOD TO COMPARE THEMSELVES TO OTHERS."
"TO LEARN THAT A RICH PERSON IS NOT ONE WHO HAS THE MOST,
BUT IS ONE WHO NEEDS THE LEAST."
"TO LEARN THAT IT TAKES ONLY A FEW SECONDS TO OPEN PROFOUND WOUNDS IN PERSONS WE LOVE,
AND IT TAKES MANY YEARS TO HEAL THEM."
"TO LEARN TO FORGIVE BY PRACTICING FORGIVESS."
"TO LEARN THAT THERE ARE PERSONS WHO LOVE THEM DEARLY.
BUT SIMPLY DO NOT KNOW HOW TO EXPRESS OR SHOW THEIR FEELINGS."
:TO LEARN THAT TWO PEOPLE CAN LOOK AT THE SAME THING AND SEE IT DIFFERENTLY."
"TO LEARN THAT IT IS NOT ALWAYS ENOUGH THAT THEY BE FORGIVEN BY OTHERS.
THEY MUST FORGIVE THEMSELVES."
"AND TO LEARN THAT I AM HERE
ALWAYS."

|